تبليغاتX
اخرین امپراتور ®
گله ای کردم و از یک گله بیگانه شدی...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 23:57  توسط حبیبی 

 

دوباره امده ام.....ای انی که از بی نهایت زمان...تا این کرانه زمان...با  ادمها امده ای...ادمها را به راه اخرت سپارده ای...و اینک در انتظاری....گوشه چشمی به من گناهکار هم بینداز....اصلا میدانم حرف زدن از تو برای ادمی مثل من گناه است...اما چه میشود کرد...کار دل است دیگر...

خواهم نوشت...از توخواهم نوشت...برای تو خواهم نوشت...شاید روزی بشود با این اشک های کوفتی....بتوان ناز نگاهت را تجربه کرد...یابن رسول الله....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 19:15  توسط حبیبی  | 

رحلت عموی بزرگوارم... بزرگمرد دلهایمان....حاج سید حسین ت  را به خانواده های داغدار تسلیت عرض میکنم...ناباوری و بهت عمیق ....عموی  ناپدید....جای خالی....بدرود
+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 18:13  توسط حبیبی 

اي

سر سلامتی رییس روسای کشورمون.... 

****************************************

ای بينوا كه فقر تو  تنهاگناه توست

در گوشه اي بمير  كه اين  راه  راه توست !

اين گونه  گداخته  جز  داغ  ننگ  نيست

وين  رخت  پاره  دشمن  حال  تباه  توست

در كوچه هاي  يخ  زده تنها  و در به  در

جان ميدهي  و مرگ  تنها  پناه  توست

باور  مكن  كه  در  دلشان ميكند اثر

اين قصه هاي  تلخ  كه در اشكو اه  توست

اينجا  لباس  فاخر و پول  كلان بيار

تا  بنگري  كه چشم همه عذر  خواه توست

در  حيرتم كه  از  چه  نگيرد در اين  بنا

اين  شعله هاي  خشم كه در  هر  نگاه توست   ؟!!!

 

یاد شعر پادشاه وگدای  سعدی افتادم...

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 17:51  توسط حبیبی  | 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 14:59  توسط حبیبی  | 

توی کلاس بحث خیلی داغی به وجود اومده بود در باره عملیات  تیم  کارشناسان اینترنتی  سپاه در مبارزه با سایت های مستهجن....یکی از اون سایت  ها سایت اویزون بود به ادرس زیر:

www.avizoon.com

من قبلن ها چون توی کلاس بحث ها در باره این سایت زیاد بود...یکی دو مرتبه به این سایت سر زده بودم...امنا  این بار  با مراجعه به ادرس فوق  تصویری  در مونیتورم ظاهر شد که گیج شدم...

Image and video hosting by TinyPic

ایه ای از  قران کریم...با چند بار رفرش صفحه متوجه شدم که ادرس رو درست امده ام و این صفحه توسط تیم سپاه  نابود شده است....عوامل  گمراه این شبکه  مستهجن  چندی قبل در مستند  گرداب از شبکه سوم سیما  به کار های خود اعتراف کردند....اینبار  به خودم  مغرور شدم که در کشوری هستم  که -جدا از بحث  مشروعیت سپاه یا هر چیزی-اینجوری جدی دارن با دشمنان خدا مبارزه  میکنن...عوامل این  گروه  گمراه با ترویج انواع مسایل سکسی  مثل  همجنس بازی-سکس با محارم(سکس با پدر...مادر...خواهر...برادر)فضای  فوق العاده  زننده ای رو به وجود اورده بودن و متاسفانه  تعداد  فوق العادهخ  زیادی از هموطنانمون رو در دام  خوشون انداخته بودند...پسر هایی که از سراسر ایران اقدام به درج اگهی خود فروشی همراه با عکس بدن هاشا میکردند...خانم هایی  همجنسباز که مثل این اقا پسرها رفتار میکردند...shemales-transsexualls-homosexualls-gay  &  lesbians-and so other...

با نگاهی ازادانه و روشنفکرانه  باید گفت اینان به ذات خویش رفتار کرده اند و  ان الله لا یغیر مابقوم  حتی لا یغیر ما بانفسهم....اما  اینان  پا را از حد حریم شخصی خویش فراتر نهاده بودن...همجنس بازان  پسر...با  شعار ایران را  بهشت همجنس بازی میکنیم...یا..تابوی همجنس بازی در ایران باید شکسته شود...اقدام به  نامگذاری روز ملی(!!) همجنس بازی در ایران  نمودند و از همه دعوت به  تظاهرات و اعتصاب  نمودند...تا جایی که  خبرنگاری امریکایی دئر مصاحبه با  احمدی نژاد از وی پرسید :  چرا  حقوق همجنس بازان را  نادیده میگیرید... ایا منکر  جمعیت (!) همجنس بازان در ایران هستید...!!...

اگر روزی  در خیابان دیدید که  دو تا اقا پسر دارند با هم معاشقه  و عمل fucking  & suckig  انجام میدهند  ایا ناراحت نمیشوید که این همه ازادی  برای چه؟؟؟...سرنوشت قوم لوط  را به یاد داریم...؟؟؟خشم خدا را به خاطر داریم.... غریضه جنسی برای استفاده در ذات بشر نهاده شده   و نه سوء استفاده....در  کلام اخر باید به این تیم اینترنتی  خسته نباشید گفت.....اما   باید بهشان تذکر داد که  هر سایتی ....نباید بسته شدو....رعایت ازادی  اندیشه  نباید از بین برود....ازادی اندیشه ....نه تبلیغ زورکی و هدفدار ان.

 

توصیه من این است که برای اگاهی بیشتر از این  فعالیت ها...به سایت گرداب   مراجعه بفرمایید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:46  توسط حبیبی  | 

 

 

و مرتضی  معلم....روز  معلم بر همه معلمان عزیز مبارک...همچنین  اساتید محترم  دانشگاهها...به یاد تمام  استید فقید ایران....چهره های ماندگار ایران....ستاره های  درخشان  اسمان علم....حسابی...هشترودی...دکتر معین...علامه دهخدا...علامه جعفری....و تمام دانشمندان بزرگ  جهان  علم....

 

  Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:46  توسط حبیبی  | 

 

 

اگر نگاهي  به سايت  محمد رضا پهلوي  بيندازيم....با سيل  شرم اور و نگران كننده توهين هايي رو به رو ميشويم كه نسبت به  اسلام  ادا ميشود....بايد از اين شاه كوچولوي مخلوع ايران كه ارزوي  سلطنت  بر ما را دارد ...پرسيد كه  اقاي  اعليحضرت...شما به عنوان  يك   پرنسس ...جا دارد در  حرف زدن و سخن گفتن ...ادب  را رعايت  كنيد...اين  حرف ها بد است...شما  يك  نفر ...به  بيش از يك ميليارد انسان توهين ميكني....در  ضمن...توهين هايي كه به  خدا انجام  داده اي...مثل حرف های سلمان  هندی  هستش...سلمان رشدی راگفتم....ادم  نباید به خدا  فحش  بدهد....

ما  اعتقاد داريم كسي كه گمراه شده  است....اگر  زمينه اصلاح  را در  خود به وجود نياورد...گمراه از دنيا ميرود...تو نيز ...همان جايي ميروي...كه اعليحضرت  پدر مباركتان  رفته...همان  قبر مبارك...همان جايي  كه  بزرگ تر از شما ها...تاثير گذار از شما ها...انجا ارميده اند...شما كه  در مقابل  بزرگي ان  بزرگان  جيزي  نيستيد....هستيد..؟؟؟  به  خودت بیا  اعليحضرت.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:1  توسط حبیبی  | 

چهره كريه محمد ابن عبدالوهاب...........................................(1).

محمد ابن عبد الوهاب  در سال 1111ه.ق. به دنيا امد و در تاريخ 1206ه.ق.از دنيا رفت ا كودكي را در شهر خود-عيينه-در حجاز  سپري كرد.بعد از مدتي وارد حوزه علميه حنبلي شدبراي تكميل دروس خود وارد شهر مدينه شد.و بعد از ان شذوع به مسافرت به شهره و كشور هاي اسلامي كرد .چهار  سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت گزيد.و به ايران نيز مسافرت كرد.در كردستان يك سال و در همدان دو سال ماند.انگاه سفري به اصفهان و قم نمود...و بعد از فراگيري فلسفه و تصوف  به كشور خود بازگشت....بعد از هشت ماه خانه نشيني و اعتكاف بيرون امده...و  دعوت خود را اغاز كرد.از انجا كه محمد ابن عبدالوهاب عقايد  خرافي خود را كه برخلاف عامه مسلمانان بودو در حقيقت  همان  عقايد ابن تيميه بودمنتشر ميساخت...بعد از فوت پدرش خواستند او را بكشند...ولي او به شهر خود –عيينه –فرار كرد.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 23:11  توسط حبیبی 

 

عريضه ات را در دستت بگير و نيت كن....اشتباه نكن ....فال نميگيريم...نامه ات را كه نوشته اي....اشكت را كه ريخته اي....بي خيال انهايي باش كه نامه اندختن در چاه را  مسخره ميكنند....حتي اگر چاه پر شود ....و نامه ها را....شبانه  و مخفيانه  بسوزانند....مهم اين است كه با او ارتباط پيدا كرده اي....كافي نيست؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 12:29  توسط حبیبی 

 

 

براي  امام زمان................................................................................نوشته شده در نيمه شعبان سال 78

از هر طرف كه بيايد امدنش چشمان منتظراني را كه چشم انتظارش بودند را گريان خوهد نمود....با هر وسيله اي كه بيايد صاحب ابهتي است..گويي تاريخ .كسي اين همه را ..سراغ ندارد..سوار اسب...صداي سم هاي اسب نازنينش ...بت هاي جهان را ...قدرت هاي پوشالي جهان را  به زير ميشكند...ميايستد....اسبش نفس نفس نمي زند.....او سالهست منتظر چنين تاخت و تازي است...از اسب پياده ميشود...زمين تشنه بوسيدن قدمهاي مبارك اوست....چه با شكوه است...ابهت محمد رسوالله ...گويي  پدرش علي ابن ابي طالب دارد با خود زمزمه هاي قبل از پيكار  انجام ميدهد....او مدت هاست   فرصت دستور خدا بوده است...صدايي اسمان جهان را در مينوردد....من  مهدي....او  ظهور كرده است....

 

براي تعجيل در فرج  امام زمانمون  صلوات

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 10:32  توسط حبیبی  | 

 

 

از هر طرف که بیاید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 0:21  توسط حبیبی  | 

 

 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى

آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا

‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ

فيها طَويلاً

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 0:25  توسط حبیبی 

 

 

من یکی از ان جوان هایی هستم ...که  تمام حاجت و ارزو هامو توی یه سفر گرفتم...در واقع من شفا گرفتم...باورم نمیشه....وقتی  فکر میکنم  این  همه مدت...خدا رو  تو زندگیم نمی دیدم...از خودم خجالت میکشم...اینجا...از این به بعد....برای  امام زمانمون....دلتنگی مینویسم....دعا کنیم که بیاید...خدا کند که بیاید

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 19:29  توسط حبیبی